PVC
پی وی سی (PVC) یا پلی وینیل کلراید یک پلیمر مصنوعی است که از مونومر وینیل کلرید ساخته شده است. این یک ماده ترموپلاستیک همه کاره است که به دلیل دوام، مقاومت شیمیایی و مقرون به صرفه بودن شناخته شده است.
پی وی سی (PVC) یا پلی وینیل کلراید یک پلیمر مصنوعی است که از مونومر وینیل کلرید ساخته شده است. این یک ماده ترموپلاستیک همه کاره است که به دلیل دوام، مقاومت شیمیایی و مقرون به صرفه بودن شناخته شده است.
مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی ایران از افزایش ۳۰درصدی مصرف بنزین در تهران خبر داد.

صفحه نخست اخبار / اخبار تیتر یک / خبر تیتر یک
داستان یک بیلبورد / مهندس حسن میرحیدری: سعی می کنم همه را به آینده امیدوار کنم نائب رئیس هیئت مدیره سبلان پلاستیک با تأکید بر ضرورت امیدآفرینی در صنعت پلیمر گفت: نگاه ما این است که باید برای آینده کار کرد؛ حتی در سختترین شرایط نیز چراغ تولید را روشن نگه داشت و به نیروی انسانی و جوانان امید داد
جرقه این گفتگو بیلبوردی است که آن را ملاحظه می کنید.بیلبوردی که منتشر شد و در سطح شهر اکران شد تا تقدیری باشد از مهندس حسن میرحیدری به خاطر عملکرد اش در میانه جنگ 40 روزه . مهندس حسن میرحیدری، نائب رئیس هیئت مدیره سبلان پلاستیک در گفتگو با اینپیا تصویری از یک نگاه متفاوت به تولید، نیروی انسانی، فرهنگسازی صنعتی و آینده صنعت پلیمر ارائه میدهد.
میرحیدری در این گفتوگو بر یک اصل ساده اما مهم تأکید دارد: تولیدکننده نباید صرفاً مشکلات را ببیند و از آنها گلایه کند؛ بلکه باید در حد توان خود برای حل مسائل، امیدآفرینی و توسعه صنعت تلاش کند.
او با اشاره به شرایط دشوار دوران جنگ و تجربه فعالیت واحد تولیدی در آن مقطع، درباره نحوه حفظ انگیزه کارکنان و روشن نگه داشتن چراغ تولید میگوید: «نه تنها به پرسنل خودمان، بلکه با هر کسی که صحبت میکنیم، واقعاً تلاش میکنیم به آینده امیدوارش کنیم.»
از نگاه مدیرعامل سبلان پلاستیک، این رویکرد فقط یک شعار نیست؛ بلکه بخشی از فرهنگ مدیریتی او و مجموعهای است که سالها در حوزه تولید فعالیت کرده است.
«الهی به امید خودت»؛ آغاز یک روز کاری
میرحیدری درباره نگاه خود به کار و تولید میگوید: «اعتقادمان این است که صبح میآییم سر کار و میگوییم الهی به امید خودت، ما آمدیم.»
به اعتقاد او، کارآفرینی و تولید بیش از آنکه به شرایط ایدهآل وابسته باشد، به اراده، حرکت و امید نیاز دارد.
او تأکید میکند که در مواجهه با مشکلات، تلاش مجموعه این بوده که نهتنها کارکنان خود را حفظ کند، بلکه به هر فردی که در مسیر فعالیت صنعتی با آنها ارتباط پیدا میکند نیز نگاه امیدوارانهای منتقل کند.
این رویکرد بهویژه در شرایطی که بسیاری از فعالان اقتصادی عمدتاً از مشکلات موجود در فضای کسبوکار سخن میگویند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
میرحیدری با اشاره به همین مسئله میگوید: «خیلی پرانرژی و خیلی مثبت هستیم» و این ویژگی را یکی از الزامات فعالیت در صنعت میداند.
تجربه تولید در روزهای سخت
یکی از محورهای این گفتوگو، تجربه فعالیت تولیدی در شرایط جنگ بود؛ دورهای که حفظ نیروی انسانی و استمرار تولید برای بسیاری از واحدهای صنعتی به یک چالش جدی تبدیل میشود.
میرحیدری معتقد است در چنین شرایطی، یکی از مهمترین وظایف مدیر، حفظ امید در میان کارکنان است.
او تأکید میکند که نمیتوان از نیروی انسانی انتظار داشت در شرایط سخت پای کار بماند، اما خود مدیر و مجموعه مدیریتی چشماندازی برای آینده نداشته باشند.
به گفته وی، در چنین شرایطی باید با کارکنان گفتوگو کرد، آینده را برای آنها توضیح داد و نشان داد که ادامه فعالیت و حفظ تولید، تنها یک وظیفه اقتصادی نیست؛ بلکه به معنای حفظ اشتغال و بخشی از سرمایه کشور است.
فرهنگسازی برای محصولات تولید داخل
بخش دیگری از صحبتهای مدیرعامل سبلان پلاستیک به تجربه این مجموعه در تولید محصولات پلیمری و تلاش برای ایجاد بازار اختصاص دارد.
او با اشاره به تولید پالتهای پلیمری و مخازن زباله در ابعاد مختلف میگوید این مجموعه در مقطعی با یک مشکل مهم مواجه بود: فرهنگ استفاده از این محصولات هنوز در کشور بهطور کامل شکل نگرفته بود.
به گفته میرحیدری، در چنین شرایطی صرفاً تولید محصول کافی نیست؛ تولیدکننده باید همزمان برای معرفی محصول و ایجاد فرهنگ استفاده از آن نیز تلاش کند.
او با اشاره به تجربه تولید پالتهای پلیمری میگوید در آن مقطع، این تصور وجود داشت که برخی تجهیزات و محصولات را میتوان به شکل رایگان یا بسیار ارزان در اختیار واحدها قرار داد و همین موضوع باعث میشد ارزش واقعی محصول تولید داخل نادیده گرفته شود.
اما از نگاه او، زمانی که محصولی با سرمایهگذاری داخلی تولید میشود، باید برای آن بازار ایجاد کرد و ارزش واقعی آن را به مصرفکننده شناساند.
پالتهای پلیمری؛ از تولید تا بازگشت دوباره به چرخه
یکی از نکات قابل توجه در تجربه سبلان پلاستیک، موضوع جمعآوری و بازگرداندن پالتهای پلیمری به چرخه مصرف است.
میرحیدری توضیح میدهد که با همکاری و هماهنگی با پتروشیمیها تلاش شد این محصولات به صورت استیجاری در اختیار مصرفکنندگان قرار گیرد.
پس از استفاده نیز پالتها جمعآوری و به چرخه بازگردانده میشدند.
این فرآیند به گفته او سالها ادامه داشته و در برخی موارد پالتها پس از یک یا دو سال استفاده، دوباره جمعآوری شدهاند.
اهمیت این موضوع از آنجا ناشی میشود که محصول پلیمری پس از پایان یک دوره مصرف، لزوماً نباید به ضایعات تبدیل شود.
اگر زیرساخت جمعآوری، تعمیر و بازگشت محصول به چرخه مصرف وجود داشته باشد، میتوان از همان محصول برای مدت طولانیتری استفاده کرد و در نهایت نیز مواد آن را به چرخه بازیافت بازگرداند.
میرحیدری در این زمینه تأکید دارد که تلاش مجموعه صرفاً تولید و فروش محصول نبوده، بلکه ایجاد یک چرخه مصرف صحیح نیز مورد توجه قرار گرفته است.
تولید برای جایگزینی چوب
یکی از اهداف تولید پالتهای پلیمری نیز کاهش وابستگی به محصولات چوبی عنوان میشود.
پالتهای چوبی پس از مدتی استفاده ممکن است از چرخه خارج شوند و به ضایعات تبدیل شوند، در حالی که پالتهای پلیمری قابلیت استفاده مجدد و بازگشت به چرخه تولید را دارند.
میرحیدری معتقد است این موضوع علاوه بر جنبه اقتصادی، از منظر محیط زیست و مدیریت منابع نیز اهمیت دارد.
در واقع، استفاده از محصولات پلیمری بادوام در مواردی که بتوان آنها را بارها مورد استفاده قرار داد، میتواند بخشی از مسیر حرکت به سمت اقتصاد چرخشی باشد؛ مسیری که در آن محصول پس از پایان یک دوره مصرف، لزوماً پایان عمر خود را تجربه نمیکند.
تولید مخازن زباله در ابعاد مختلف
سبلان پلاستیک علاوه بر پالت، در حوزه تولید مخازن زباله نیز فعالیت دارد.
میرحیدری با اشاره به قالبهای مختلف این مجموعه میگوید حدود هشت قالب برای تولید انواع باکس و مخازن در اختیار مجموعه قرار دارد.
این محصولات در اندازههای مختلف تولید میشوند و میتوانند در مدیریت پسماند و جمعآوری زباله مورد استفاده قرار گیرند.
به گفته او، توسعه این محصولات نیز نیازمند فرهنگسازی است؛ زیرا تولید یک محصول زمانی میتواند اثرگذاری واقعی داشته باشد که مصرفکننده نیز به استفاده صحیح از آن باور داشته باشد.
صادرات؛ نتیجه ادامه دادن
میرحیدری در بخش دیگری از گفتوگو به فعالیتهای صادراتی مجموعه اشاره میکند و میگوید صادرات نیز بخشی از مسیر توسعه سبلان پلاستیک بوده است.
او با اشاره به ارزش برخی محصولات و بازارهای صادراتی، از صادرات به چند کشور سخن میگوید و تأکید دارد که این فعالیت حاصل سالها تلاش و استمرار در تولید بوده است.
از نگاه او، تولیدکننده برای رسیدن به بازارهای خارجی باید ابتدا توانایی تولید محصول رقابتی را در داخل ایجاد کند و سپس به سراغ بازارهای صادراتی برود.
این مسیر اگرچه ساده نیست، اما میتواند به ایجاد اشتغال، ارزآوری و افزایش ارزش افزوده در داخل کشور منجر شود.
«هر کارخانهای که در کشور اضافه شود، مال من است»
شاید مهمترین بخش گفتوگوی میرحیدری را بتوان در نگاه او به توسعه صنعتی کشور خلاصه کرد.
او میگوید:
«هر کارخانهای که در کشور اضافه شود، مال من است.»
این جمله، در واقع بیانگر نگاه متفاوتی به رقابت در صنعت است.
در این نگاه، کارخانه و واحد تولیدی دیگر صرفاً متعلق به صاحب آن مجموعه نیست؛ بلکه بخشی از سرمایه ملی کشور محسوب میشود.
میرحیدری توضیح میدهد که وقتی یک سرمایهگذار کارخانهای در کشور ایجاد میکند، سرمایه خود را وارد تولید کرده، ماشینآلات را در کشور مستقر کرده، اشتغال ایجاد کرده و مواد اولیه را به محصول دارای ارزش افزوده تبدیل میکند.
بنابراین، توسعه یک واحد صنعتی به معنای افزایش ظرفیت تولید ملی است.
از همین روست که او تأکید میکند اگر یک واحد تولیدی جدید در کشور ایجاد شود، آن را رقیب خود به معنای منفی نمیداند؛ بلکه آن کارخانه را بخشی از سرمایه ملی کشور میبیند.
دعوت از دانشگاه؛ درهای کارخانه به روی جوانان
این نگاه در رفتار مجموعه سبلان پلاستیک نیز دیده میشود.
میرحیدری میگوید درهای کارخانه به روی دانشجویان و علاقهمندان باز است و هر زمان گروهی از دانشگاه برای بازدید مراجعه کند، تلاش میشود امکان بازدید آنها فراهم شود.
به اعتقاد او، صنعت نباید خودش را از دانشگاه جدا کند.
دانشجویانی که امروز از یک کارخانه بازدید میکنند، ممکن است فردا خودشان وارد صنعت شوند، یک واحد تولیدی راهاندازی کنند و برای کشور اشتغال ایجاد کنند.
او تأکید میکند که مجموعه حاضر است تجربیات و دانستههای خود را در حد توان با جوانانی که قصد ورود به صنعت دارند، به اشتراک بگذارد.
این رویکرد در شرایطی اهمیت دارد که یکی از چالشهای صنعت کشور، فاصله میان آموزش دانشگاهی و تجربه عملی در کارخانههاست.
انتقال تجربه؛ از ماشینآلات تا بازاریابی
میرحیدری در این گفتوگو به تجربه تعامل با جوانانی که قصد ورود به صنعت دارند نیز اشاره میکند.
او میگوید حتی در مواردی که فردی قصد خرید ماشینآلات یا راهاندازی یک واحد تولیدی را داشته، تلاش کردهاند تا حد توان تجربه و اطلاعات خود را در اختیار او قرار دهند.
اما یک توصیه مهم نیز دارند: قبل از سرمایهگذاری سنگین، بازار را بشناسید.
او درباره یکی از این تجربهها میگوید به فردی که قصد راهاندازی واحد کامپاندینگ داشت، توصیه کرده ابتدا بازاریابی کند و ببیند آیا بازار محصول مورد نظرش را میپذیرد یا خیر.
این نگاه نشان میدهد که از دید او، راهاندازی کارخانه نباید صرفاً با خرید ماشینآلات آغاز شود.
سرمایهگذاری صنعتی باید از بازار شروع شود؛ یعنی ابتدا باید مشخص شود چه محصولی مورد نیاز است، چه مشتریانی وجود دارند و آیا امکان فروش محصول با قیمت اقتصادی وجود دارد یا خیر.
«از تو حرکت، از من برکت»
در نهایت، فلسفه کاری میرحیدری را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد:
«از تو حرکت، از من برکت.»
او معتقد است انسان باید در حد توان خود تلاش کند و نتیجه را به خدا واگذار کند.
این نگاه در تمام بخشهای صحبتهای او دیده میشود؛ از حفظ چراغ کارخانه در شرایط دشوار گرفته تا حمایت از کارگران، کمک به جوانان، انتقال تجربه به سرمایهگذاران جدید، فرهنگسازی برای محصولات پلیمری و تلاش برای توسعه صادرات.
میرحیدری تأکید میکند که ممکن است یک مجموعه بزرگ و بینقص نباشد، اما مهم این است که هر کس در حد توان خود برای تولید، اشتغال و توسعه کشور قدمی بردارد.
امید؛ سرمایهای که صنعت به آن نیاز دارد
گفتوگو با مدیرعامل سبلان پلاستیک در نهایت به یک موضوع کلیدی بازمیگردد: امید.
در شرایطی که بخش مهمی از ادبیات رایج درباره صنعت کشور حول مشکلاتی مانند تأمین مواد اولیه، انرژی، نقدینگی، بازار و صادرات میچرخد، نگاه میرحیدری بر این اصل استوار است که بیان مشکلات نباید به ناامیدی از آینده منجر شود.
او معتقد است تولیدکننده باید مشکلات را ببیند، برای حل آنها تلاش کند، اما در عین حال امید خود و کارکنانش را حفظ کند.
این نگاه شاید مهمترین پیامی باشد که از تجربه او میتوان دریافت: صنعت تنها با ماشینآلات و سرمایه حرکت نمیکند؛ نیروی انسانی امیدوار، انگیزه و باور به آینده نیز بخشی از سرمایه تولید است.
سبلان پلاستیک نیز در روایت میرحیدری، نمونهای از همین نگاه است؛ مجموعهای که تلاش کرده است در کنار تولید، فرهنگ استفاده از محصولات پلیمری، توسعه چرخه مصرف، صادرات، انتقال تجربه به جوانان و ارتباط با دانشگاه را نیز دنبال کند.
در نهایت، شاید جمله «هر کارخانهای که در کشور اضافه شود، مال من است» بهترین خلاصه برای نگاه این فعال صنعت پلیمر باشد؛ نگاهی که در آن، موفقیت یک واحد تولیدی نه به معنای شکست دیگری، بلکه به معنای یک گام دیگر برای بزرگتر شدن ظرفیت صنعتی کشور است.
و شاید در روزهایی که صنعت بیش از هر چیز به سرمایهگذاری، اشتغال و امید نیاز دارد، چنین نگاهی بتواند بخشی از همان چیزی باشد که میرحیدری از آن به عنوان حرکت و امید به آینده یاد میکند.
0 Comments